تبليغاتX
جوک خفن وآتشین

جوک خفن وآتشین

جوک درباره ترک-لر-شمالی-کردی-داغ داغ
افغانی خود خودم
یه افغانیه میره یخ بگیره بعد به صاحبش میگه چند میگه 5000تومان مبینه بیشتر از 4000تومان نداره میخاست ضایع نشه دستش میزاره روی یخ میگه سرد تر از این نداری؟

+نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت18:27توسط امیرعلی |
واقيعت تلخ روز گار

زمستاني سردكلاغ غذانداشت تاجوجه هاشو سيركنه

گوشت بدن خودشو مي كند به جوجه هاشو مي داد

تابخورندزمستان تمام شد و كلاغ مرد اما بچه هاش

نجات پيدا كردند و گفتند خوب شد مرد راحت شديم

از اين غذاي تكراري و اين است واقيعت تلخ روز گارما

 

سال نو بر همه شما دوستان و خانواده گرامی تان

پیشا پیش تبریک و تهنیت عرض می نمایم امیدوارم

سال پر سعادتی داشته باشین دوست دارهمیشگی شما                       امیر علی

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت1:52توسط امیرعلی |
اينم چند تا جك متوسط
غضنفر رو ميبرن واسه تبليغ كفش گام به گام
ميگه:گام به گام با كفش گام هر كي نخره ننه شو ميگام

طرف از تهران ميره شهرستان  يارو واسش مرغ ميكشه ميگه دست شما درد نكنه زحمت كشيدي ميگه

نه بابا چه زحمتي ۴تا شونو سگ خورد يكي شو هم شما بخور                                              تقديم به همه شما دوستان نتي خوب خودم و شما بازديد كننده گان گرامي

ما پيغام دوست داشتنمان رو از طريق دود اتش بهم

ميرسانيم نميدانم اون طرفبراي شما تكه چوبي هست

يانه اما من اينجا جنگلي رو به آتش كشيدم...................

+نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت12:20توسط امیرعلی |
عکسهای داش رضا

فقط به خاطر مریم

به خدا دیونتم

دوست دارم مریییییییییییییم



بچه ها این عکسها مال دوستم هست که واسی دوستش گذاشته  تا قشنگ ببینه

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت18:20توسط امیرعلی |
اینم از جک
جنازه ی 30 تا لر توی آبهای خلیج فارس پیدا شده. بعدا معلوم شد اینا نذر داشتن پای پیاده از کیش برن کربلا.
خوس به سعادتشون


ببخشید دیگه شرمنده

هيچ وقت حسرت ۳چيز رو نخوريد تيپ قيافه  و سخاوت ما كه داريم به كجا رسيديم؟

مژده رمز همه جكهارو برداشتم بخون و نظر دبش بدي مژده

                                                                                                            

+نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت1:7توسط امیرعلی |
در ادامه وحشتناک

سلام بچه ها خوبید من باز با همون رمز قبلی آپم ببخشید اینم خیلی جور نیستن یعنی نا جور هستن حواستونو جمع کنید

اگر دوست ندارین نخونین باشه

چون من دیگه شاید تا ۱۰ روز هم نباشم معلوم نیست

کوچیک شما امیر علی نظر که میدونم یادتون نمیره

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390ساعت2:32توسط امیرعلی |
سوال

اون چيه كه از يخ سفيد تر است از شب سياه تر است

نوشيدنش حرام خوردنش حلال است مرد روزي۳بار استفاده

ميكندزن درتمام عمرش يك بار استفاده ميكند

لطفا جواب صحيح واسم بفرستيد يكي ازم پرسيد منم بلد نبودم

توجه جواب این سوال واستون میزارم  جوابش مهریه زن است توجه

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت19:44توسط امیرعلی |
اولش خوب در ادامه افطضاه
از مربی بدنسازی پرسیدم: با كدوم دستگاه بیشتر كار كنم تا دخترها عاشق هیکلم بشن؟

مربی گفت: از دستگاه خودپرداز بیرون سالن استفاده كن


به رشتیه میگن تا حالا معجزه دیدی؟ میگه آره
وقتی من تو زندان بودم زنم حامله شد

یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…
مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…

مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی
میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا…

بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!!
میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این

توی ادامه با رمز جکهای باباییییییییی  برین بخونین اگر هم رمز نداشتین یا یادتون رفته بگین من درخدمتم تعارف نکنین اما اگر جنبه ندارین نرین یا درخواست رمز نکنید افتاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد خوبه

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت18:28توسط امیرعلی |
ازهمه اقوام
    اینا قبلا گذاشته بودم فکر نکنم کسی خونده باشه اگر هم خونده ببخشید دیگه
زندگی بعد از یارانه ها  آب یعنی اشک غذا یعنی کشک یخچال یعنی مشک حمام یعنی تشت

 دستشویی یعنی دشت سفرخارجی فقط رشت

 

یه زن لخت سوار ماشین اصفهانی میشه  راننده زل میزنه به زنه   زنه میگه چیه تا حالا زن لخت ندیدی راننده چرا اما من موندم   کرایه منو کجات گذاشتی
نوشته شده در سه شنبه یازدهم
آروغ چیست؟ مجموعه گوز های سرگر دان که سواد خواندن تابلو ی خروج رو نداره نداره
عربه داشت جنازه باباشو میشست هی میگفت بابام بابام بابام

همین که به پاین تنه رسید گفت وای ننم ننم ننم

نوشته شده در
 
+نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت22:57توسط امیرعلی |
اینم چند تا اس

اینم چند تا اس ام اس از طرف دوستم ونوس خانم یعنی دوست نتیم

www.blogparis-tehran.blogfa.com اینم آدرسش 

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

يارو خيلي گشنه ش بود از پشت شيشه رستوران نگاه ميكنه
میبینه يكي داره كباب ميخوره!
با انگشت ميزنه به شيشه !
يارو ميگه :چته ؟
ميگه :پيازهم بخور!

زن : عزیزم ، دنبال چی میگردی ؟
شوهر : هیچی
زن : هیچی !؟
یه ۴ ساعتی هست زل زدی به اون قباله ازدواج مون!
شوهر : دنبال تاریخ انقضا شم !
شرایط بحرانی ینی اینکه
بابات بهت زنگ بزنه بگه کار مهم دارم پسورد لپتاپت چیه
تو هم رمزت از خاک بر سری ترین کلمات تشکیل شده باشه ! :))
شیطان هر کاری کرد
آدم سیب نخورد
رو کرد به حوا و گفت:
بخور واسه پوستت خوبه...

+نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت19:23توسط امیرعلی |
به عشق حسین
      حسینا دو دو اسبت بنازم                 قبای سبز یکدستت بنازم

      توکه تیرو کمون در چله داری          بزن بر سینه ام شستت بنازم

 

    

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390ساعت18:57توسط امیرعلی |
جک های داداشی
۱تو انتقال خون از غضنفر میپرسن اخیرا رابطه ج.ن.س.ی پر خطر داشتی؟
میگه:بله رفتم خونه دوست دخترم هر لحظه ممکن بود باباش بیاد

۲نیروی انتظامی اعلام کرد:هر دختری با مانتوی کوتاه،موی بلند،ناخن دراز،واه،واه،واه،نه فلفلی،نه قلقلی،نه مرغ زرد کاکلی،هیچکی باهاش رفیق نشه !!!


۳دوست دختر غضنفر بهش زنگ می زنه…میگه ما باید از هم جدا شیم!! غضنفر میمونه چیکار کنه…میگه من ازت حامله ام


۴بچه به مامانش میگه: مامان شما که نبودی خاله سحر اومد با بابا رفتند تو اتاق خواب… مامانش میگه: بسه، بقیه بذار شب که بابات اومد بگو. شب که باباش میاد مامان به بچه میگه بقیه اش رو بگو. بچه میگه: رفتند تو اتاق از اون کارایی که شما با عمو جمشید انجام می دید، انجام دادند

۵لره واسه سنگ قبر باباش عکس نداشته تا کمر خاکش می کنه

۶مناجات ترکه : خدایا گناهانم را ندیده بگیر همانطور که دعاهایم را نشنیده میگیری

+نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت18:6توسط امیرعلی |
جک باباییییییییییییییییییییییییییی
بچه ها در ادامه ۱۲تا جک مثلا خفن گزاشتم با رمز چون یه زره ناجور هست به خاطر همین بهش رمز دادم هرکی دوست داره درخاست رمز کند  به خاطر آبجی ها بهش رمز دادم نگن بی ادب  چرا اینارو گزاشتن

                   لطفا با لبخند وارد و با نظر خارج شوید

 

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت20:10توسط امیرعلی |
جک مخلوط
۱طرف یه کفتر میدزده میزاره تو شورتش . میره مترو زیپش باز میشه کفتره سرشو بیرون میاره . یه معتاد بهش میگه داداش یکی از تخمات جوجه شده

۲وصیت یک گوزو : روی قبرم بنویسید روحت شاد خوش صدا

۳اداره اگاهی قزوین اعلام کرد یه بچه گم شده .هرکی پیداش کرد امشب که هیچی مال خودش فردا بیاردش که ما پس فردا تحویل خانوادش بدیم.......

۴ترکه رفت کتابخونه یه کتابو تا اخر خوند بعد به کتابدار گفت :این کتاب خیلی شخصیت داخلشه ولی محتوا نداره !کتابدار گفت: دفتر تلفنو بزار سر جاش گمشو بیرون!!!!!!!!!!!!!!!!

                          +  اینم چند تا جک مخلوط امید وارم خوشتون بیاد ـ

اینم آدرس دوستم اگر ندارین گزاشتم اینجا که بهش سر بزنین آدرسش عوض شده بود اینم جدیدشbaran-bala.blogfa.com بهار نفس
 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت15:0توسط امیرعلی |
جک ترکی و قزوینی
به قزوينيه مي گن شيرين ترين خاطره زندگيت چيه؟

مي گه يه عروسي رفتيم مردا و پسرها قاطي بودند

می دونی قزوینی ها شب های پنج شنبه برای مردشون چی خیرات می کنن؟

....... چی توز حلقه ای

به تركه مي گن اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي

كني ...؟مي گه ازش سبقت مي گيرم

سخنان یک ترک برای اومدن اخرین زلزله توی تهران

عجب زلزله خفنی بود نوکیا یاد بگیر ویبره خدا اینجوریه

اینم یه دوست  تنها واسم فرستاده  اینم آدرسشwww.royaekhamosh.blogfa.com/

+نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت23:41توسط امیرعلی |
جکهای در هم
به ترکه میگن عزیزم راحت باش، ترکه میگوزه.
ترکه میره آزمایشگاه با دکتر اونجا دعواش میشه میگه اصلا انم رو بدید من برم.
از ترکه می پرسن زنتو چقدر مهر کردی؟میگه مهر رو نمیدونم ولی آبان و آذر زیاد.
از ترکه میپرسن آرزوت چیه؟ میگه کاشکی تبریز پایتخت بود.میگن چرا؟ میگه آخه اونوقت به ما میگفتن بچه تهرون.
ترکه میره نونوایی یه 5 ریالی میده به نونوا. نونوا میگه 5 ریالی که نون نمیشه؟ترکه میگه صداشو در نیار من ماکسی میلیانوسم.
میدونی چرا تو بهار قزوین خلوته؟چون تو رشت فصل برنج کاریه.
نماز جمعه قزوین به دلیل تشکیل نشدن صف اول و دعوا بر سر صف آخر تشکیل نشد

ضمنا اینم همه رو  دوست خوبم آقا هادی واسم فرستاده اینم آدرس وبشwww.ghalbeyakhi88.blogfa.com

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت19:36توسط امیرعلی |
جکهای مامانییییییییییییییی
سلام جکهای خوشمل  و با ادب در ادامه میزارم هرکی دوست داشت بخونه درخواست رمز کند و اونای که دوست نداره خب منم فقط به خاطر همونای که دوست نداره بهش رمز دادم که چشش بهش نیفته اگر خاستین بخونین من درخدمتم رمز برای عموم آزاد هست درخاست رمز کنید فعلا بای برین ادامه رو بخونین                

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت19:18توسط امیرعلی |
اسمشو نمیدونم چی بزارم
         توجه حتما به سوال زير جكها پاسخ بد هيد چون وضعيت قرمزه باشه توجه

 لره ميره استاديوم، جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالاي سرش روبا

تعجب نگاه مي کرده! بهش ميگن: چرا فوتبال نگاه نميکني؟ ميگه: دنبال کلمه «زنده» ميگردم!

***معلم از بچه ها میپرسه:بچه ها در آینده میخواهید چه کاره شوید؟ محسن:من میخواهم ناخدا بشم. علی:من میخواهم دکتر بشم. سارا:من میخوام یه مادر خوب بشم. رضا:منم میخوام به سارا کمک کنم

به قزوینیه مگن وصیتت چیه؟میگه؟بعد از مرگم بسوزونیدم

و خاکسترمو پودر بچه کنید

راستی بچه ها میخام دفعه دیگه ۳ یا۴تا جک واقعااااااااااا خفن و آتشین بزارم نظرتون چیه ها؟ فوقش یا فیلتر میشم  چکار کنم به نظر شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت20:28توسط امیرعلی |
لر و حجله
لره رو به جرم رابطه نامشروع گرفتن قاضی تودادگاه بهش گفت چرا عفت عمومی رو خدشه دار کردی؟؟لره میگه اولا عفت نبود طلعت بود,دوما عمومی نبود خصوصی بود,سوما خدشه دار نشد بچه دار شد

 

لره ختنه میکنه دکتر بهش میگه باید دامن بپوشی، لره میگه خونت خراب شه مگه همشو بریدی

 

نلسون ماندلا در کتاب خاطرات خود مینویسد:در مبارزاتم زنم نقش دست راستم را بازی میکرد و در زندان دست راستم نقش زنم  را

لره شبه عروسی شام گیرش نمیاد قهرمیکنه بهش میگن برو حجله میگه همونا که شام خوردن برن

راستی میخام لینک تکونی کنم هااااااااا

+نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت19:12توسط امیرعلی |
قلقلك
قبلنا بابا ها ۷تا دختر شوهر می دادن همشون خوشبخت می شدند   الان یه دختر ۷بار شوهر می دن  آخرش بر می گردن خونه بابا ش

زن به شوهرش میگه می خواهی دفتر یاداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم   شوهره میگه نه عزیزم  سر رسیدم باش تا هر سال عوضت کنم
 آیا میدانید قلقلک دادن فرد مبتلا به اسهال  مثل  شوخی با اسلحه در حال رگبار است؟
+نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت22:32توسط امیرعلی |
انواع مرد
انواع مرد اروپايي يه زن داره يه دوست دختر زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره امريكايي يه زن داره يه دوست دختر دوست دخترشو بيشتر از زنش دوست داره ايراني يه زن داره ۳۰سي تا دوست دختر مامانشو بيشتر از همه دوست داره

 

به ترکه میگن فامیلی خدا چیه؟؟؟میگه نمیدونم ولی شنیدم بعضی ها موقع حرف زدن میگن خدا وکیلی

 

به علت گرانی تخم مرغ دولت به خروس های مجرد وام ازدواج میدهد

نامزد دختر لره ازش لب میگیره، دختره میگه غلامعلی روم سیاه حامله نشم یه وقت.

+نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت18:25توسط امیرعلی |
شنگول و منگول
تفکر عمیق یه فیلسوف لر:اگر خداروبه روی ما باشدومارابه راه راست هدایت کندما باز هم گمراه می شویم زیرا سمت راست خدا سمت چپ ما می شود

          این اس لری ونوس خانم واسم فرستاده بهش ری بدی اینم آدرسش اون ۲تا بقیه دوستا لطف کرد

                                              blogparis-tehran.blogfa.com

گرگه حامله میشه، بهش میگن چرا حامله شدی؟

میگه رفتم خونه شنگول و منگول ، گفتم منم مادرتون.

باباشون جدی گرفت

 

ترکه میره آمپول بزنه. دکتره میگه بزنم راست یا چپ ؟ ترکه میگه کون منو وارد سیاست نکن بزن وسط

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت19:32توسط امیرعلی |
اهدای خون اهدای زندگی
من دادم تو ام بده . من مفتی دادم تو هم مفتی بده . درسته درد داره ولی ثواب داره (اهدای خون اهدای زندگی)


معلم میگه اهمیت پریود چقدره؟
شاگرد میگه خیلی زیاده یکبار خواهرم گفت پریودش عقب افتاده
مادرم غش کرد
بابام سکته کرد
پسر همسایه مون فرار کرد

رشتی مهمون نوازبه                                                                                                                          به رشتیه میگن چرا دو تا زن گرفتی؟ میگه شاید یه شب مهمون اومد خونمون!!!!! 

     

                  

+نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1390ساعت19:8توسط امیرعلی |
شما واسش عنوان بزارین
                                      معلم                                        

معلمه سر کلاس میگه هرکی خنگه از سر جاش پاشه
یکی از شاگرد ها از جاش پا میشه میگه
آقا به خدا ما خنگ نیستیم پا شدیم شما تنها نمونی !

                                                      نارنجک

یک دختر ترشیده:شوهر من آن طفل سیزده ساله ای بود که با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آینده مرا منهدم نمود

                                               قلب

اون دوم عضو بدن مرد میباشد که ...نرمه ...استخوان نداره ...پر رگه ...کارش تلمبه زدنه ...؟؟؟؟درسته اون قلبه

+نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت19:39توسط امیرعلی |
نوزاد

زنه سر زایمان گوزید.دکتر گفت برین کنار نوزاد مسلحه

                 اینم از بو یو امپراتور دریا واسم فرستاده

                  اما آدرسش نبود که جوابش رو بدم

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت19:7توسط امیرعلی |
صلوات

سلام این پست عوض شد اونو حذفیدم این جک  جاش گزاشتم

               اخونده بالای منبر میگه فرشته ها لب هرکیو که صلوات بفرته میبوسن
لره از عقب مسجد داد میزنه پس هرکی لب میخواد صلوات


+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت22:55توسط امیرعلی |
هرگز پیر نه شین هه هه
پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام
+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت22:32توسط امیرعلی |
آمپول
 یاد آر شبی که شلوار تو را در کردم یک عضو ز اعضای تورا تر کردم‏
یه لوله پر آب نهادم به درت هرچه تو جیغ زدی من فروتر کردم....چه قدر شما منحرفین منظورم آمپوله
                                             

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت21:57توسط امیرعلی |
هوا پیمالوفتانزا
آخونده و عربه و رشتیه سوار هواپیمای لوفتانزا بودن، موقع نهارکه میشه، یه مهماندار خوشگل براشون غذا میاره. دختره وقتی میخواسته غذا رو بذاره جلوی آخونده، سینه هاش معلوم میشه، آخونده میگه: خدایا به راه راست هدایتش کن! نوبت کشیدن غذای عربه میشه ، عربه هم پستوناشو میبینه، میگه: خدایا راست شده تو هدایتش کن!! نوبت رشتیه که میشه، باز سینه های خانم پیدا میشه، میگه: خدایا تو راستش کن من هدایتش میکنم!!!
                                          اینم مثل همیشه یه دوست خوب واسم فرستاده

                                          توی وب خودش نوشته اما شاید دوست نداشت

                                        آدرس وبشوبزارم توی وبم به حرحال نظر بدین

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت21:12توسط امیرعلی |
بنزین سوپر

 توی یه ماشین بنزین سوپر میریزن تا یه هفته ترمز دستیش نمی خوابه
       

   اینم یکی دیگه از روفقا واسم فرستاده

 من خیلی چاکر خاشم

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت19:19توسط امیرعلی |
 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - قالب وبلاگ